X
تبلیغات
نماشا
رایتل

حالش اصلا خوب نبود، مریض احوال بود، اما نه مریضی جسمی، گناه مریضش کرده بود. رویش را به سمت من کرد و با صدایی که از کوهی احساس بلند می‌شد گفت:دلم زیارت می‌خواد. گفتم: مکه؟ کربلا؟ مشهد؟ نگاهی بهم کرد و با همان صدای پر از احساس دوباره گفت: دلم زیارت می‌خواد، و رویش را برگرداند و دیگر چیزی نگفت. از تکرار جمله‌ پر احساسش فهمیدم دلش معنای حقیقی زیارت یعنی دیدار را می‌خواهد... دلش هوای روی مه رویان را کرده بود.


[ سه‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1390 ] [ 16:37 ] [ امیر ]

آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
(رندوم)موزیک سایت


موزیکها بصورت Random پخش می شوند. جهت تغییر موزیک صفحه را Refresh نمایید (استفاده از کلید F5)
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 537105
وب ایرانی طراحی سایت