X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل


مثوی بسیار زیبای "انکار" سروده "بهروز یاسمی" جزو قویترین اشعاری بود که در شب شعر دانشگاه شنیدم. 11 سال پیش! و تکرار آن خاطره امروز... با صدای دوست عزیزم... چقدر زود ، دیر می شود گاهی!


لینک دانلود


ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم / چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور / به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری / که سراغش ز غزلهای خودم می گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم / یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو / به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت / به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است / اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است / یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش / می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

در من انگار کسی در پی انکار من است / یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش / می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست / راستی این "شبح هر شبه" تصویر تو نیست؟

اگر این "حادثه هر شبه" تصویر تو نیست / پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود / آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل، آینه پیدا شده / و تماشاگه این خیل تماشا شده

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی / عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش / عاشقی جرم قشنگی ست  ، به انکار مکوش...

 

پی نوشت مهم ندارد. ولی ، دیشب، بغض او ترکید... در آغوش من... جای خالیش را حس کرده بود. مدتها بود در این رابطه با من سخن نمیگفت... می دانم که هر دویمان در غم نبودش می سوزیم. چنان بقیه... اما... هنوز باورمان نشده... مگر می توان فراموش کرد؟ او نیست...

[ پنج‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1391 ] [ 00:59 ] [ امیر ]

آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
(رندوم)موزیک سایت


موزیکها بصورت Random پخش می شوند. جهت تغییر موزیک صفحه را Refresh نمایید (استفاده از کلید F5)
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 537041
وب ایرانی طراحی سایت