می خواستم تولد امسالت نزدیک لایه های تنت باشم نزدیک مثل هرم نفس هایت نزدیک مثل پیرهنت باشم میخواستم تولد امسالت بر عکس هر چه قصه و افسانه شیرین لحظه های شبم باشی فرهاد مست و کوهکنت باشم میخواستم تولد امسالت بی شعر روبروی تو بنشینم تو بیت بیت در بغلم باشی من بوسه بوسه بر دهنت باشم میخواستم همیشه نشد هرگز یک شب تو مرد قصه ی من باشی یک شب کنار بستر رویایی خوابیده در کنار و زنت باشم هرگز مباد بی تو و دور از تو یک لحظه بی تو دوزخ جانسوز است حتی اگر که مرگ جدامان کرد بگذار لا اقل کفنت باشم
تولد کی ؟ من ؟! وبلاگ رو اشتباه نیومدی؟ کجای پست من در مورد تولد بود؟! اصلا شما ؟! "مرد قصه" شما... !!! "یک شب کنار بستر رویایی خوابیده در کنار و زنت باشم"... ؟!!! من خودم زن و بچه دارم.... یعنی چی این حرفا؟!
سلام وبلاگ صمیمی و لطیفی دارید.لینکتون کردم(با اجازه صاحب خونه!). اگر خواستید طرف ماهم بیاید و احیانا لینکمونم کنید که عالیه ! اون شعریم که یادگار شب شعرتون بود(پست انگار عشق) خیلی عالی بود خدا قوت! اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا یا علی(ع)
سلام از لطفتون متشکرم. متقابلا شما نیز لینک خواهید شد. سلامت باشید. اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا دست علی به همراهت
حالا طفلکی(کامنت قبلی رو میگم) یه شعر گذاشت دیگه. چرا ینقدر عصبانی شدی؟!!!!
خداییش شعرشم قشگ بود. نبود؟!!! دیگه گفتن آشغال بهش یه کم زیاده روی بود نبود؟!!!!
البته به من ربطی نداره ها! صلاح کار مملکت خویش دانی!
شعرش قشنگ بود ولی ... داره! یکی بیاد برای پستهای شما ، کامنت بی ربط و حرف نامربوط بنویسه شما ناراحت نمیشید؟ مسلما ناراحت میشید. با تلنگر شما پاسخ مدکور اصلاح گردید. متشکرم که صلاح مملکتم را به من سپردی
در "وا" میشود
در "بسته" میشود
در هم "وابسته" میشود
ما که آدمیم....
... آره. حق با شماست...
ما که آدمیم...
یعنی اگه شما این ستاره رو نمیذاشتین هیچ کس نمی فهمید اینجا وا به معنی باز هست!!!
اصل این شعر اینجوریه:
نامه ی عاشقانه ی غضنفر به نامزدش:
صبح که در پنجرتون وا میشه
ظهر که در پنجرتون وا میشه
شب که در پنجرتون وا میشه...
...
وای که چقدر پنجرتون وا میشه!
با تشکر فراوان.
اصلاح شد.
تولدت مبارک
می خواستم تولد امسالت نزدیک لایه های تنت باشم
نزدیک مثل هرم نفس هایت نزدیک مثل پیرهنت باشم
میخواستم تولد امسالت بر عکس هر چه قصه و افسانه
شیرین لحظه های شبم باشی فرهاد مست و کوهکنت باشم
میخواستم تولد امسالت بی شعر روبروی تو بنشینم
تو بیت بیت در بغلم باشی من بوسه بوسه بر دهنت باشم
میخواستم همیشه نشد هرگز یک شب تو مرد قصه ی من باشی
یک شب کنار بستر رویایی خوابیده در کنار و زنت باشم
هرگز مباد بی تو و دور از تو یک لحظه بی تو دوزخ جانسوز است
حتی اگر که مرگ جدامان کرد بگذار لا اقل کفنت باشم
تولد کی ؟ من ؟!





وبلاگ رو اشتباه نیومدی؟
کجای پست من در مورد تولد بود؟!
اصلا شما ؟!
"مرد قصه" شما... !!!
"یک شب کنار بستر رویایی خوابیده در کنار و زنت باشم"... ؟!!! من خودم زن و بچه دارم.... یعنی چی این حرفا؟!
اسم و آدرستون رو هم که نذاشتید...
لطفا اینجا "سخن نامربوط" نریزید.
سلام
وبلاگ صمیمی و لطیفی دارید.لینکتون کردم(با اجازه صاحب خونه!). اگر خواستید طرف ماهم بیاید و احیانا لینکمونم کنید که عالیه !
اون شعریم که یادگار شب شعرتون بود(پست انگار عشق) خیلی عالی بود خدا قوت!
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
یا علی(ع)
سلام
از لطفتون متشکرم. متقابلا شما نیز لینک خواهید شد.
سلامت باشید.
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
دست علی به همراهت
سلام...
وای چقدر اون وقتا داداشم این شعرو با یه لحن بامزه میخوند و میخوند و میخوند دیگه اعصاب همه رو خورد میکرد
سلام.
آفرین به داداش شما!
آره حرص آدم رودر میاره حسابی....
انقدر دلم پر است که گاهی
اضافه اش از چشانم سرازیر میشود...
موجز و پر مفهوم.
متشکرم از ایجاز کلامتان که به سان "مولتی ویتامین" می ماند !
حالا طفلکی(کامنت قبلی رو میگم) یه شعر گذاشت دیگه. چرا ینقدر عصبانی شدی؟!!!!
خداییش شعرشم قشگ بود. نبود؟!!!
دیگه گفتن آشغال بهش یه کم زیاده روی بود نبود؟!!!!
البته به من ربطی نداره ها!
صلاح کار مملکت خویش دانی!
شعرش قشنگ بود ولی ... داره!
یکی بیاد برای پستهای شما ، کامنت بی ربط و حرف نامربوط بنویسه شما ناراحت نمیشید؟ مسلما ناراحت میشید.
با تلنگر شما پاسخ مدکور اصلاح گردید.
متشکرم که صلاح مملکتم را به من سپردی
نه به اون جملات احساسی اول نه به اون شعر فکاهی آخر...
واسه همه سلیقه ها ...
از این پست خیلی خوشم اومد!
پ.ن.1 تونم باحال بود
به به یک جراح ...!
مرسی