نمیدانم خاک قلب من مرغوب است یا بذرهای عاشقانه تو
در جانِ این درخت ، تو جشنِ جوانه ای / سر سبزیم ز توست که سبز آشیانه ای
خون بهار در رگ من موج می زند / گل می کنم به شوق تو با هر بهانه ای
آه ای پریچه ، خانه ی من از تو روشن است / بر این دریچه ، جلوه ی ماه شبانه ای
دست
خدا سرشته تو را چون فرشته ها
خوبا! تو خوش ترین غزل عاشقانه ای
حقا که شعر ناب ز تو آب می خورد / ای خوش تر از خیال ، عجب نازکانه ای
با آن تن رسیده ، تو شیرین تری ز جان / ای میوه ی جوان ، تو عجب نوبرانه ای
ای نازنین ، به دیده ی من نقش خود ببین / بنگر در این حقیقتِ روشن ، فسانه ای
شب را درون چشم تو بیتوته می کنم / چونان مسافری که در آید به خانه ای
یک شعر تر بخوان به ترنم ز جویبار / تا بشکفم چو گل به طنین ترانه ای
{بشنوید}
به معصومیت و مظلومیت چشمانت قسم... بی نظیری...
خداوند نگاهدارت
خدا حفظش کنه یاس عزیز و چه بزرگ شده ماشاالله.
متشکرم از شما.سلامت باشید
اسم و آدرستون؟
سلاااام یاس خونه با اون چشمای براقت....
همش اینجاییا
متشکرم از شما.
باز هم سعی میکنم تصاویر جدیدش رو منتشر کنم
میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی
فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم
برای من که دلم چون غروب پاییز است
صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است
صدای گرم و گیرای خش دار و نتراشیده یک مرد...یک صدای داغون که اینهمه تمجید نمیخاد!
سلام آقا امیر
ماشالله
واااااااااااای یاس جوون چقدر بزرگ شده
خدا حفظش کنه براتون
ولی تو عکس قبلی خیلی وروجک و بامزه تر بود
سلام
متشکرم از حضورتون.
زنده باشید.
کوچولوی دوست داشتنی من هر روز زیباتر از دیروز میشه!
و البته نوع شیطنت هاش تغییر میکنه.
ممنون که همچنان خواننده این وبلاگ هستید.