ناودانها شرشرِ بارانِ بی صبری ست
آسمان بی حوصله، حجمِ هوا ابری ست
1- ھﻤﻪ ﭼﯿﺰ را ھﻢ ﮐﻪ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﺪازی، ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪن ﻣﻦ ...ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺗﻮﺳﺖ !
2- و اﯾﻦ ﮐﻪ ھﻨﻮز ھﻢ ﻧﮕﺮاﻧﺖ ﻣﯽ ﺷﻮم ...ﻧﮕﺮاﻧﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ !
3- می پرستمت. بگذار بگویند کافر شده ام...
4- دﯾﮕﺮ ﺑﻪ ھﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮏ دارم، وﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ ﻣﻦ ﯾﻘﯿﻦ داﺷﺘﯽ و ﺑﯽ بهاﻧﻪ رﻓﺘﯽ !
5- فقط چند لحظه... متشکرم.
6- سر سوزنی اگه منو می خواستی، زمین و زمان را به هم می دوختم!
7- نذر کرده ام اگر نیایی، پیاده از یادت بروم...!
8- این بار... فقط همین یکبار، نخوانده مرا بفهم...
9- ﺣﯿﻒ ﻧﯿﺴﺖ بهار ﺑﺎﺷﺪ ...ﺗﻮ ﻧﺒﺎﺷﯽ !
پ.ن.1: دماغتون رو بگیرید و سعی کنید برای ۵ ثانیه بگید «ممممممممم».
پ.ن.2: حرف های نگفته ام دیگر در سه نقطه نمیگنجد؛ پاورقی میخواد....!
پ.ن.۱ خیلی جالب بود.... الان که داشتم این کار وتمرین میکردم پسر کوچولوم بر و بر اول نگام کرد و بعد هم از تصور اینکه مامانش خل شده زد زیر خنده....
بابت خنده ی پسرم ممنون.
من هم نمیتونم. از اون کاراست که کلی ممارست کردم ولی باز نشد!
سلامت باشید.
هر چه کردم که از ان چشم سیاهت،اما...
نه فراموش نشد طرز نگاهت ،اما...
کاش می شد بشود سهم من ان لبخندت
یا که یک بوسه از ان صورت ماهت ،اما...
دیدن ماه مرا یاد تو می اندازد
دیده ام بین تو و ماه شباهت ،اما...
دلخوشم من به همین ثانیه هایی که تو را...
دلخوشم اینکه بمانم سر راهت ،اما...
کاش یکبار هم اخر تو خطایی بکنی
و من ان لحظه شوم سهم گناهت ،اما...
آرزویم همه این است که یکبار فقط
حس کنم اینکه شدم پشت و پناهت ،اما...
هرکه یکبار ببیند به تو دل می بازد
دیدن ماه مرا یاد تو می اندازد
زیباست. زیباتر ز زیباست. اصلن یاس است!!!
دست مریزاد. فقط احتمالا در آخرین مصرع، "،اما..." جا افتاده که می تواند سهوا یا تعندا بوده باشد.
به هر حال متشکرم از طبع نازکتان
دال یاد رو تو غزل ناب فراموش کردین...
واقعا زیباست...
با تشکر اصلاح شد.
اسم و آدرستون؟
آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد
عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد
آمدم تا از سر دلتنگی و دلواپسی
گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد
آرزو کردم که یک شب در سراب زندگی
چون شراب کهنه ای نوشت کنم اما نشد
نازنینم، نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم
آمدم تا این سخن آویزه گوشت کنم اما نشد
شعله شد تا به دل خاکستر احساس تو
لحظه ای رفتم که خاموشت کنم اما نشد
بعد از آن نامهربانیهای بی حد و فزون
سعی کردم تا فراموشت کنم اما نشد
نمیدانم چرا وقتی عنوان این پست را "ناودان احساس" گذاشتم ناخودآگاه یاد "خرطوم فیل" افتادم
اما در مورد این غزل ناب و این اماهای نشدنی، اشعار زیادی در ذهنم فوران می کند. مثلا:
هیچ عاشق همچو ما در عاشقی رسوا نشد
هیچکس رسوای شهر عشق همچون ما نشد
وصل شیرین است ، بعد از سالها هجران ولی
با صبوری کام ما شیرین از این حلوا نشد
خواستم تا در غمش پنهان کنم خوناب چشم
جهد ها کردم به کار خویشتن اما نشد
نو بهار آمد به بستان ، سبزه از هر سو دمید
صد هزاران گل شکفت اما گل ما وا نشد
خیلی زیبا نوشتی
سال نو مبارک
از وبلاگت خوشم می یاد
موفق باشی
به من هم سر بزن
منتظرت هستم
متشکرم
سال نو مبارک
حتما
فامیل دور:راه رفتنی را باید رفت
در بستنی را باید بست
پسرعمه زا:در بستنی را باید لیس زد !!!
ممنونم فامیل جان.
ولی فکر کنم پسر عمه زا همدانی باشه. نه؟!
یه “دوستت دارم”هایی هم هست …میدونی دروغه ها …
ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!
باز هم داستان عشق و عقل و دل دیوونه!
اینجا از اون جاهاییه که باید چند ساعت وقت بذاری و از خوندن مطالبش لذت ببری...واقعا به این همه اشتیاق واسه نوشتن باید تبریک گفت...
راستی همه ی این اشعار رو از حفظید ؟
متشکرم از حضورتون.
نه خیلی ها رو قبلا خوندم ولی برای درج در وبلاگ دنبالشون میگردم.
رباید دلبر از تو دل ولی آهسته آهسته مراد تو شود حاصل ولی آهسته آهسته
سخن دارم ز استادم نخواهد رفت از یادم که گفتا حل شود مشکل ولی آهسته آهسته
تحمّل کن که سنگ بی بهایی در دل کوهی شود لعل بسی قابل ولی آهسته آهسته
مزن از نا امیدی دم که آنطفل دبستانی شود دانشور کامل ولی آهسته آهسته
سحرگاهی دل آگاهی چه مینالید از حسرت که آه از عمر بیحاصل ولی آهسته آهسته
خرامان بگذرد از خطّۀ ایران غزلهایم بهند و سند کشد محمل ولی آهسته آهسته
بلطف پیر میخانه حسن بگرفت پیمانه بامیدش شده نائل ولی آهسته آهسته
---------------------------
یکی پرسید از بیچاره مجنون که ای از عشق لیلی گشته دل خون
بشب میلت فزونتر هست یا روز بگفتا گر چه روز است عالم افروز
ولیکن با شبم میل است خیلی که لیل است و بود همنام لیلی
---------------------
علامه حسن حسن زاده املی
متشکرم. کامنت پر محتوایی بود.
اسم و آدرستون؟
ببخشید ولی میشه در مورد جمله ی ۵ یه کم توضیح بدید؟!!!!
ما گناه داریم ...هیچی سر درنمیاریم از این همه ایهام
آخه جملاتی برای اشخاص زیر سیکل هم بنویسید....
یه بار دیگه بخونید... خب حالا باید ملتفت شده باشید... روز خوش!
وقتی تو نیستی دل من پیر می شود
حتی هوای عشق زمین گیر می شود
پشت غرور کهنه ای این شهر بی غزل
چشمی به جرم عشق تو زنجیر می شود
یک حس عاشقانه مرا کشف می کند
حسی که پیش پای تو تعبیر می شود
اقرار می کنم که به گردت نمی رسم
از بس شمیم فاصله تکثیر می شود
شاید که رنگ سوء تفاهم گرفته ام
گاهی دلم از آیینه هم سیر می شود
امشب به خلوت دل بارانی ام بیا
فردا که استخاره کنی دیر می شود.
شاید که رنگ سوء تفاهم گرفته ام...
بسیار زیبا ، پر مغز و شیوا.
قلمتان مانا.
هنوز آنقدر ضعیف نشده ام که خطر ریزش این کوه را جار بزنم
اما تو
حوالی من که میرسی احتیاط کن.
از هشدار شما تشکر می کنم!
آفتاب که میتابد
پرنده که میخواند و نسیم که می وزد
باخودم می گویم:حتما حالت خوب است که جهان اینهمه زیباست
قشنگ بود. ممنون.
اسم و آدرستون؟
سلام
خوب بود
ببخشید اهل کدوم شهرید شما؟
وا...؟ پناه بر خدا !
کفش هم وقتی تنگ باشه زخم میکنه...
چه برسه به دل!
خب یه شماره بزرگتر بخرین!
سال نو مبارک حاجی
سال خوبی داشته باشی ایشالا
مرسی .
یازده ماه باقی مانده سال نو بر شما هم مبارک باشه.
پرارسال دوست ، امسال چی؟!
"خـدایـا یـادتـه ... ؟!
دسـتـشـو گـرفـتـم آوردم پـیـشـت ...
گـفـتـم : مـن فـقـط ایـنـو مـیـخـوام ...
گـفـتـی : ایـن کـمـه ! بـهـتـر از ایـنـو بـرات گـذاشـتـم کـنـار ...
پـامـو کـوبـیـدم زمـیـن و گـفـتـم : هـمـیـنـو مـیـخـوام ... ♥
گـفـتـی : آخـه نـمـیـشـه ! قـول ِ ایـنـو بـه یـکـی دیـگـه دادم…"
با خدا لجبازی نکن. بزرگتره. صلاحت رو میخاد. گوش کن... تا رستگار شوی.
دوستان چرا انقدر به خودتون زحمت میدید؟!
صدای م یکی از صداهایی است که به صورت nasal یا همون خیشومی تولید میشه ینی برای اینکه بتونیم این صدا رو تولید کنیم با پایین آوردن uvula یا همون زبان کوچک ؛هوایی رو که از ریه ها خارج شده و از حنجره عبود کرده رو از راه بینی خارج میکنیم وبه این شکل صدای م تولید میشه.....حالا اگه بقیه ی اندامهای گویایی سر جای خودشون باشن و هوا رو از دهن خارج کنیم صدای ب رو توید میکنیم.
ببخشید پر حرفی کردم......بنده گفتار درمانگر هستم.اینام اطلاعاتی ساده شده از بحث تولید گفتار یا همون Articulation است.
بابت توضیح کاملا علمی و بیان ساده آموزشی از شما تشکر میکنم.
واقعا نمیدونستم که این همه دوستان به من و این وبلاگ لطف دارند که حتی بابت یک پ.ن.ساده هم کامنت علمی میگذارند.
منتظر حضور مجددتان هستم
سلام.
از خوندن این پست واقعا لذت بردم. مخصوصا جملهی شمارهی 1.
و غزلی که توی کامنتها نوشتید: هر چه کردم که از ان چشم سیاهت،اما...
بسیار عالی.
موفق باشید.
سلام و سلامت باشید.
به به و چه عجب از اینورا!
متشکرم از شما که اضافه بر پست به کامنتها هم نظارت دارید!
موید و پایدار باشید
حجمِ هوا ابری ست ... بدجوری هم ...
موافقم باهاتون. پیش بینی میشه بدتر هم بشه !
پ.ن1 تهش بود. ای ول
مرسی