مثل همیشه برای تو می نویسم تو به نیت هر که دوست داری بخوان
1- امشب تو بنویس، من میخوانم... امشب تو مسافر باش، من میمانم...
2- صدایت را دوست دارم... پر از آرامشی است که من سالها به دنبالش گشته ام...
3- بدنبالت می آیم حتی اگر سهم من فقط قدم گذاشتن در جای پای تو باشد.
4- این اصلاً انصاف نیست... همۀ من با تو باشه و تو خالی از من...
5- دیگر نمی نویسمت ...! هرکس به چشمهایم نگاه کند، تو را خواهد خواند...!
6- از دستان تو آب میخورند شعرهایم ، واژه ها تشنه اند. دستانت کجاست ؟
7- صبرت که تمام شد ، نرو . معرفت تازه از آن لحظه آغاز میشود!
8- به من نگاه کن نترس، من به تو مبتلا شدم...
9- آرام بگو :دوستت دارم ! از چه میترسی؟ فردا دوباره میتوانی انکار کنی!
10- لبخند بزن، زیرا برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند.
11- تو یک تنه تمام “یکی نبود” های قصه ای... همین !
12- شهر من جایی ست که آفتابش از پشت چشمان تو طلوع می کند!
13- یک بار امتحانم کن. در من، چیزی جز تو نیست!
14- چه "شوری" میزند دلم ، وقتی در چشم دیگران آنقدر "شیرین" میشوی !
15- تو بد تا می کنی و من یه جور بد دوست دارم!
16- سازت را با بهار کوک کن مرا با چشمهات!
17- با تو ، تمام جزئیات مهم اند... حتی خودم !
18- مرد نیستم اما حرفم یکیست... تو !
19- جا برای گنجشک زیاد است ولی... به درختان خیابان تو عادت دارم!
پ.ن.مهم : یک لحظه ... تنها یک لحظه از شعر بیرون بیا، همه سراغ تو را می گیرند.
بهار مرا عاشق می کند؛
باران عاشق تر،
تو بگو... باران بهاری با من چه می کند؟!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
سلام وبلاگتون خیلی محشره! نوشته هاتون با همه فرق داره.اینقدر جذاب وزیبا بود که همشو خوندم ممنون موفق باشید

سلام
ممنونم از لطف شما.
امیدوارم که همچنان در اوج بمانم!
همه عالی. 9 و 11 محشر.
شما همیشه در اوجی
ممنون