شوهر جان !

از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...

شوهر جان !

از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...

دلتنگ وعده دیدار

   
آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . .

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . .

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد . . .

و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . .

و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد

همسرم ، نازنینم ، آرزوی دست بوسیت را دارم . نه کم که بیش ...

 
   

جات خیلی خالیه همسرم...

من لبریز از عشق
سر و جان در ره تو میبازم
آَری ای دل به تو دل میبازم
باز امشب
به شوق دیدنت
تا سحر
چشم به میعاد فلق میبازم

 


میدونم نباید اینجوری حرف بزنم دیگه
ولی دلم خیلی برا دستات تنگ شده !

 

صفای وجود پاکت رو عشقه !



 


تو شدی راز شکفتن

من شدم برگ سبز و کوچکی از عاطفه

ای تماشای تو یک حس لطیف

قلب من تقدیم چشمان تو شد 

 

 بهترین تسکین دل این جمله است

 

 

باید از پیوند تو سرشار شد 

 

فقط یک بوسه ساده ؛ همین !

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از دیوانگی لذت ز شب
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
سادگی طعم شیرینی به رنگ

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه‏ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می‏زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
شرم در دلدادگی بی‏معنی است
بوسه بر می‏دارد این شرم از میان

طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه‏ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است

بوسه را تکرار می‏باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جان‏ها از دو لب
بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود

می گویند تاثیر بوسه بر جسم ادمی به اندازهء دو صد متر است. وقتی کسی را می بوسیم ، 29 عضله فعال می شود. ( به ویژه عضله ای به نام musculus orbicularis oris ) از غدهء فوق کلیوی هورمون آدرنالین و از غدهء لوزالمعده انسولین ترشح می شود. همچنین می گویند بوسه ایمنی بدن را افزایش می دهد.  بوسه تپش قلب را به 150 ضربه در دقیقه و فشار خون را به 180 میلیمتر جیوه افزایش می دهد. چشیدن و مکیدن از نیازهای پایه ای آدمی است. بوسه مانند سیگار کشیدن یا آشامیدن و خوردن این دو نیاز را ارضا می کند. بوسه همچنین یک نمایش است. برای مثال وقتی دولتمردان همدیگر را در انظار عموم می بوسند، بوسه نزدیکی دو نوع سیاست را نمادین می کند. بوسه می تواند نمایانگر چاکرمآبی ما باشد . ( دستبوسی ) وقتی ورزشکاران جام قهرمانی را می بوسند ، در آن لحظه از پیروزی خود شاد هستند و به خود می بالند و شادی و غرور خود را با بوسه ای بر جام به نمایش می گذارند. بوسهء پهلوانان بر گود نمایانگر احترام آنان است به میدان ورزش. بوسهء مومن بر مهر نماز نمایانگر تقدس یا تقدس نمایی اوست و وابستگیش به خاک . روانشناس ها معتقدند زوج ها یی که پس از چندین سال زناشویی هنوز یکدیگر را با عشق می بوسند، رابطه ای پایدار و سالم دارند. بوسه بر طول عمر می افزاید و وقتی که دو نفر بر لب های هم بوسه می زنند، در آن لحظه کاملا با هم برابرند. احتمالا به همین دلیل بوسه نه تنها میل به هم آغوشی را افزایش میدهد بلکه در آن لحظه  آدمی احساس می کند جهان امن است و تنها نیست و زندگی معنی دارد. بوسه در این مفهوم یک سنت چندین هزار ساله است . ما با هر بوسه چشم می بندیم بر درگیریها و گرفتاری های زندگی روزمره، بر حقارت ها و کینه توزیها و با هر بوسه بر قدمت این سنت می افزاییم.

افلاطون معتقد بود که با بوسیدن لب های معشوق ، روح عاشق و معشوق به هم می آمیزد.

هر چند که بوسه نمایانگر محبت است اما محبت نمی تواند جایگزین بوسه باشد و این نشان دهنده ء این است که از قدیم در ایران بوسه را از ادبیات کنار گذاشته بودند. در ادب کهن و در ادبیات معاصر اثری را سراغ ندارم که صرفا به بوسه پرداخته باشد.

در رومئو و ژولیت و در تریستان و ایزولد بوسه نشانه عشق است و ایثار تا مرگ . در " سفید برفی " از افسانه های گریم بوسه در مفهوم نجات و رهایی از جادو آمده است. بر اساس تحقیقات مردمشناسان 87 در صد انسان ها صرف نظر از تعلقات فرهنگی با بوسه به مفهوم رمانتیک و عاشقانه آشنا هستند . اروپایی ها اوایل گمان می کردند مسلمانان و بودایی ها و هندو ها و برهمن ها بوسه را نمی شناسند. غافل از آن که این فرهنگ ها فرد یک رفتار دوگانه دارد . مثل معماری خانه های قدیم که اندرونی و بیرونی داشتیم.

بوسه نه تنها یک پدیده عاطفی است ، بلکه جنبه نمایشی هم دارد . احتمالا به همین دلیل بیش از آن که در ادبیات داستانی و در ادبیات تغزلی نمود یابد ، در سینما و تآتر نمدی نمایشی یافته است .

در فیلم بر باد رفته که در دهه سی ساخته شد بوسه کلارک گیبل و ویوین لای از برانگیزاننده ترین بوسه های تاریخ سینما به شمار می آید .

دو کلمه حرف حساب

 

 

مدتهاست درد میکشم... شانه هایت کجاست؟ به میهمانی شانه هایت دعوتم میکنی؟ شب و سکوت و اسمان ابری و....  آخه به چه زبونی بگم دل ، عقل و اختیار با هم جمع نمیشه ! تازه عشق هم هست که نگفتم !!!  اگر رفتنم اختیاریه برگشتنم اجباریه ... کاش من هم بزرگتر بودم فقط  5 ماه ... همین !

 

 

می دونم که اگر بشنوی تو هم می سوزی !!!

 

باهار...!

بازگشته‌ام. با تبریک بهار سبز و بوی شکوفه‌های صورتی سیب برای شما و کتابی سرخ و موهایی سفیدتر از دیروز و همیشه. که بگذارم و بروم. که باز هم در صبحگاهی نارنجی بروم و بزنم به چاک جاده‌های خاکستری که هیچ وقت تمامی ندارند و از شیشه‌ی دودی ماشین‌ها، خط‌های شیری ممتد بر آسفالت سربی را تا طلوع ماه نقره‌ای بشمارم که ببینم این نقطه‌ی سیاه سرگردان بر صفحه‌ی خاکیِ این سیاره‌ی آبی غریب، کی و کجا به ته این خط خواهد رسید...

بهار دلتان مبارک

 

کدام درسته ؟!!

 

من یا تو ..؟

.

.

.

.

من با تو

شیطنت شیرین و معصومانه

 

قابل توجه بچه دوستها ...!!! 

شما بگید با این نازنینها چکار باید کرد وقتی زیباترین گلی رو که برای خانومتون خریدید ؛ پرپر می بینید ؟!!!

لطفا نظرتون رو نسبت به این تصویر بگید...

دلم تنگه...

قد آغوش منی ....

نه زیادی ...

نه کمی ...

بیا منو ببر ... نوازشم کن

دلم ... آغوش بی دغدغه میخواد

 

معنی ساده زندگی !


سرور کسی نیست جز خدای بخشنده و مهربان

چه ساده گذشتیم و گذاشتیم بر ما نیز بگذرد

چه ساده دل گفتیم و شب بازی را از ما برد
!

چه ساده تنها شدیم و لذت وجود ما را گرفت


چه ساده خندیدیم به خود تا کسی به ما نخندد


چه ساده تمرین بوسه کردیم تا اشک مرحم دردهایمان نباشد


چه ساده باختیم تا برنده غرور باشیم

چه ساده خاطرات را به عشق زندگی دانستیم

چه ساده خود را به گوشه ای خوشبخت ساختیم

تا کسی نخواند بازی روزگار را


و چه ساده باور کردیم که دیگر


برای هم

با هم و برای همیشه

می مانیم و تمرین پرواز می کنیم.