تو هم شبیه دیگران هستی
شیفته ی پرواز
اما هیچ کس شبیه تو نیست
آن ها هیچکدام
بال ندارند...
نتیجه مهم :
موفقیت، نتیجه قضاوت صحیح است
قضاوت درست، ناشی از تجربه است
و تجربه غالبا چیزی بجز قضاوت غلط نیست ....
می خواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکشند تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم . اما نه ..... چه خوب است که همین انسان خاکی باشم اما سنگ به سرم نخورد کسی دلم را نشکشند و مشکلات مرا از پای درنیاورد.
سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟
اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟
شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات..؟
اجازه هست بیای پیشم یه کم بگم دوست دارم؟
تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم
بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی کسی
بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم
اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی..؟
خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی
اجازه هست خیال کنم بازم میای می بینمت؟
با اون چشای مهربون دوباره چشمک میزنی
طپش طپش با چشمکت غزل بگم برای تو
با اتکا به عشق تو تو زندگی برم جلو
هر چی بگی نه نمیگم جونم بخوای برات میدم
هر چی می خوای بهم بگو فقط بهم نگو برو
اجازه هست بازم تو خواب بوس بکارم کنج لبات
یه شعر تازه تر بگم به یاد شرم گونه هات
نشونیتو بهم می دی...؟ تا پنهون از چشم همه
ورق ورق نامه بدم بازم برات
همیشه مهربون من نامه رسید به انتها
فقط یه چیز یادت باشه بازم به خواب من بیا
دیدی ؟
دااناییم هم
به ناتوانیم اضافه شد... !
ای کاش اون حقیقت عریان محض رو هرگز ندیده بودم.
سرنوشت من موضوع غریبیست...
پیمانه زندگی من گاهی با یه لبخند پر میشه....
و زمانی با تمام جهان پهناور هم پر نمیشه !!!
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه ! یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و رنجهای فراوان یا بالعکس صورت میگیره . به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش میارزه. من خودم چند بار امتحانش کردم و با اینکه چند بارش هم مردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد .برخلاف نظر خیلیها که میگن خودکشی خیلی راحت و سهله باید بگم نخییییییییر... اونجوریام نیست.
هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست . اول از همه اون کسایی که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندی میکنیم :
· کسی که در عشقش شکست خورده.
· کسی که ور شکست شده.
· کسی که قاط زده (مثه من).
· کسی که از زندگی خیر ندیده.
· کسی که بدجوری روش فشار اومده.
· کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه.
و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده.
افراد بالا، به هرحال مستقیم به جهنم میرن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه ! شما جزو کدامیک از دستههای بالا هستید؟
اگه که هستید ادامه مطلب رو بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون بسازید و بعد بقیه شو بخونید.
حالا فرض میکنیم: طرف تنها میاد توی یه اتاق و در رو قفل میکنه و عزمشو برای خودکشی جزم میکنه. به دور برش نگاه میکنه و این وسایل رو میبینه .
· طناب.
· سیخ کباب.
· کبریت آغشته به بنزین.
· قرض دیازپام.
· آمپول هوای تهران.
· دندون مصنوعی حاج خانمشون.
· لوله گاز.
· پاکت نایلون.
· چاقوی میوه بری.
· نخ کاموایی.
· سوزن لحاف دوزی.
· تیغ ریش تراشی مصرف شده.
· مرگ موش.
· خب... برای شروع بد نیست.
ولی نظرتون رو به یه موضوع مهم ولی پیش پا افتاده، جلب میکنم: «تصویر و قیافه و دیسیپلین شما بعد از مردن خیلی مهمه »
فرض کنید درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پیدا میکنن که از یه طناب از سقف آویزونید و دارید مثل پاندول ساعت تاب میخورید و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتیول از دهنتون آویزونه و صورتتون سیاه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی شلوارتون هم خیسه !
نه... خودتون جای تماشاگرا باشین، حالتون بهم نمیخوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمیده؟ قیافه شما بعد از خودکشی باید از همیشه معصومانه تر... از همیشه زیباتر و از همیشه دوست داشتنیتر باشه تا دل همه حسابی بسوزه با این حساب، دور حلق آویز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگیرید.
یه بنده خدایی از دوستان، خیلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش یه ابتکاره ! ایشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای دیگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد. فقط بدی کارش این بود که هیچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بیرون نکشید... چون به هر حال کار کثیفیه. حالا خودتون قضاوت کنید. این خودکشی ترحم کسی رو بر می انگیزه؟
یا اونایی که روی سرشون نایلون میکشن و دور گردنشون روی نایلون رو با طناب میبندن و یا اونایی که خودشون رو جلوی ماشین میندازن و له میشن... اینا همشون دیوونهان . خودکشی ایدهآل خودکشی است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثیرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه .
ژاپونیها یه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به این صورت که یه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سینه فرو میکنن توی قلبشون. البته این کار یه کم درد داره. یه جورایی حس می کنید که توی سینه تون آب جوش داره قل میزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بدیش اینه که حتما میمیرید . در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نمیرید !
اول خوب فکراتونو بکنین بعد خودتونو بکشید . یه موضوع مهم توی خودکشی، پشیمونی دیرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسایی که خودشون رو میکشن، وسط یا آخر کار پشیمون میشن و این در حالیه که هیچ راهی برای برگشت نیست. یه یارویی برای خودکشی یه تیکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب میده بره پایین ولی همون لحظه پشیمون میشه و این درحالیه که داره خفه میشه... یارو میدوه بیرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پایین و میمیره... و جالب اینکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگی !
نکته مهم دیگه اینه که مدت خود کشی نباید زیاد طولانی باشه . مثلا فرض کنید در نوع رگ زدن خیلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمین و لباساتون رو هم در نظر بگیرید. یا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بمیرید بلکه خونه و بقیه رو هم بفرستید روی هوا !
پس عاقلانه تر رفتار کنید . تا حالا به چند نتیجه مهم رسیدیم که سعی کنید در خودکشی حتما این نکات را مدنظر قرار دهید :
· زمان خودکشی رو درست انتخاب کنید. (بهترین موقع بعد از ظهر ساعت شش ).
· مبادا بعد از خودکشی از ریخت و قیافه بیفتید.
· بهترین لباستونو تنتون کنید.
· حتما یه یادداشت بذارید و علت خودکشی رو شرح بدید و انگشت هم بزنید.
· خواهشا زیاد کثیف کاری نکنید.
· موقع خودکشی لبخند بزنید تا لبخند روی لبتون باقی بمونه .
· لطفا چشاتونو باز نذارید چون خیلی وحشتناکه.
· یه بسته دستمال کاغذی حتما روی میزتون باشه.
· اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنید. (پلیسا ببینن خوب نیست).
· رد انگشتتونو همه جا بمالید تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتید.
· یه جوری خودکشی کنید که دوباره بشه زنده تون کرد.
· دلیلتون برای خودکشی قانع کننده باشه .
· برای مسایل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما !
· قبل از خودکشی حتما یه فال حافظ بگیرید.
· قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک یادتون نره.
· بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشی.
· اگه توی دستتون یه گل سرخ باشه صحنه خیلی رمانتیکتر و رویاییتر به نظر میاد و اشک آور تره.
· در اتاق رو حتما قفل کنید که جریان هیجان انگیزتر باشه.
· قبل از خودکشی حتما گریه کنید . صورتتون اشک آلود باشه.
· خودتونو برای رفتن به جهنم رفتن آماده کنید.
حالا جدید ترین و راحت ترین روشهای خودکشی :
· برای جنس نرینه :
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنید .
تمام تن و سرتونو ببرید زیر پتو .
خیلی آروم نوک انگشتاتونو از زیر پتو بیرون بیارید و جوراباتونو ببرید زیر پتو .
هیچ راه نفوذی برای هوا نذارید .
یک ساعت بعد... شما مردید .
خدا رحمتتون کنه !
· برای جنس مادینه
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنید .
برید زیر پتو .
اتاق حتما کاملا تاریک و ساکت باشه .
حالا چشماتونو ببندید و فرض کنید یه موش خوشگل داره روی تنتون راه میره .
خواهش میکنم جیغ نزنید و بدون سر و صدا از وحشت زیاد بمیرید .
مرسی ، توی جهنم میبینمتون !
یه جور خودکشی که بیشتر بین شکموها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. این نوع خودکشی خیلی حال داره چون حداقل گشنه نمیمیری! و خوبی مهم ترش اینه که به سر منزل مقصود هم نمیرسی و معمولا زنده میمونی. نمونهاش اینکه: یه بنده خدایی که با سیتا قرص دیازپام خودکشی کرد و دور و بریها به هوای اینکه مرده خاکش کردند و یارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد ودید: ای دل غافل... همه جا سیاهه و یه موش هم داره انگشت پاشو میجوه. زنده بگوری خداییش وحشتناکه !
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال می کند :
به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی
تو را
بهانه می کنم
غروب شد خورشید رفت. آفتابگردان دنبال خورشید میگشت ناگهان ستاره ای چشمک زد
آفتابگردان سرش را پایین انداخت. آری.... گلها هیچوقت خیانت نمیکنند
وقتی چشمات رو باز میکنی منو میبینی که دارم با ابریشم موهات بازی میکنم. و دستم رو روی گونه هات میکشم. بهم لبخند میزنی منم با یه لبخند بهت جواب میدم. دارم کلمات رو تو ذهنم جابجا میکنم. هیچ وقت یاد نگرفتم که جمله های قشنگ بسازم. خیلی حرفا هست که میخوام بهت بگم ولی نمیدونم چه جوری از وسط این توفان مغزی، کلمات مناسب رو بکشم بیرون! تو ذهنم این کلمات رو کنار هم میچینم: " شهرزاد من تورو خیلی دوست دارم. شاید این جمله رو بارها از زبونم شنیده باشی. ولی نمیدونم چه جوری باید حسم رو بهت انتقال بدم. شاید قبل از تو این حرف رو به کسی دیگه هم زده باشم که دوستش دارم. نمی خوام بگم که بهشون دروغ گفتم- چون تو زندگیم از چیزی که خیلی بدم میاد دروغ هست - نه! بلکه می خوام بگم من اشتباه کردم. من اصلا نمی دونستم که دوست داشتن یعنی چی و این تو بودی که بهم یاد دادی و بهم فهموندی که دوست داشتن چیه و الان با دانشی که نسبت به دوست داشتن پیدا کردم بهت میگم که من هیچ کس رو دوست نداشتم و فقط تورو دوست دارم!" هنوز دارم با این کلمه ها ور میرم و عقب و جلو میکنم که دوباره یه چیز دیگه میاد تو ذهنم. "نمی خوام عاشقت باشم آخه میگن کسی که عاشق میشه دیگه نمی تونه فکر کنه و فقط معشوقش رو میبینه و اصلا کاری به خوبی و بدی های معشوقش نداره همه چیز رو خوب میبینه. ولی من می خوام که تورو ببینم و خوبیات رو بفهمم و بهت فکر کنم به کارات فکر کنم و با فکر بدونم که تو چقدر خوبی، با فکر، زیبایت رو حس کنم. نه اینکه کور کورانه بپرستمت. آخه تو اونقدر خوبی که عشاقت شدن فقط ارزشت رو کم میکنه. " بازم این کلمات بهم هجوم میارند و هنوز زبونم به گفتن هیچ چیز باز نشده که تو لب باز میکنی و بهم میگی: دوستت دارم! و مثل همیشه من از گفتن حرفام باز میمونم. و فقط میتونم بگم: منم دوستت دارم. هنوز نمی دونم باید حرفام رو از کجا شروع کنم. که تو من رو میبوسی و بازم این کلمات مثل یه توفان تو ذهنم میمونه و بازم حرفای دلم رو بهت نمی زنم. |
چند تا ستاره باید شمُرد ...
تا به رویای « تو » رسید ؟
دیدی بغض امیر هم ترکید ... پس نگو همه آدما دل سنگند !!!