ای همه تو ؛
سر و تن و جانم ، همه ی احساسم فدای تو
عشقم تو ، ایمانم تو
این دلم مالامال ، مال تو !
آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . . و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد . . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . . و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد همسرم ، نازنینم ، آرزوی دست بوسیت را دارم . نه کم که بیش ... |
|
من لبریز از عشق
سر و جان در ره تو میبازم
آَری ای دل به تو دل میبازم
باز امشب
به شوق دیدنت
تا سحر
چشم به میعاد فلق میبازم
|
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از دیوانگی لذت ز شب
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
سادگی طعم شیرینی به رنگ
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظهای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش میزند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
شرم در دلدادگی بیمعنی است
بوسه بر میدارد این شرم از میان
طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسهای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است
بوسه را تکرار میباید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دو لب
بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود
می گویند تاثیر بوسه بر جسم ادمی به اندازهء دو صد متر است. وقتی کسی را می بوسیم ، 29 عضله فعال می شود. ( به ویژه عضله ای به نام musculus orbicularis oris ) از غدهء فوق کلیوی هورمون آدرنالین و از غدهء لوزالمعده انسولین ترشح می شود. همچنین می گویند بوسه ایمنی بدن را افزایش می دهد. بوسه تپش قلب را به 150 ضربه در دقیقه و فشار خون را به 180 میلیمتر جیوه افزایش می دهد. چشیدن و مکیدن از نیازهای پایه ای آدمی است. بوسه مانند سیگار کشیدن یا آشامیدن و خوردن این دو نیاز را ارضا می کند. بوسه همچنین یک نمایش است. برای مثال وقتی دولتمردان همدیگر را در انظار عموم می بوسند، بوسه نزدیکی دو نوع سیاست را نمادین می کند. بوسه می تواند نمایانگر چاکرمآبی ما باشد . ( دستبوسی ) وقتی ورزشکاران جام قهرمانی را می بوسند ، در آن لحظه از پیروزی خود شاد هستند و به خود می بالند و شادی و غرور خود را با بوسه ای بر جام به نمایش می گذارند. بوسهء پهلوانان بر گود نمایانگر احترام آنان است به میدان ورزش. بوسهء مومن بر مهر نماز نمایانگر تقدس یا تقدس نمایی اوست و وابستگیش به خاک . روانشناس ها معتقدند زوج ها یی که پس از چندین سال زناشویی هنوز یکدیگر را با عشق می بوسند، رابطه ای پایدار و سالم دارند. بوسه بر طول عمر می افزاید و وقتی که دو نفر بر لب های هم بوسه می زنند، در آن لحظه کاملا با هم برابرند. احتمالا به همین دلیل بوسه نه تنها میل به هم آغوشی را افزایش میدهد بلکه در آن لحظه آدمی احساس می کند جهان امن است و تنها نیست و زندگی معنی دارد. بوسه در این مفهوم یک سنت چندین هزار ساله است . ما با هر بوسه چشم می بندیم بر درگیریها و گرفتاری های زندگی روزمره، بر حقارت ها و کینه توزیها و با هر بوسه بر قدمت این سنت می افزاییم.
افلاطون معتقد بود که با بوسیدن لب های معشوق ، روح عاشق و معشوق به هم می آمیزد.
هر چند که بوسه نمایانگر محبت است اما محبت نمی تواند جایگزین بوسه باشد و این نشان دهنده ء این است که از قدیم در ایران بوسه را از ادبیات کنار گذاشته بودند. در ادب کهن و در ادبیات معاصر اثری را سراغ ندارم که صرفا به بوسه پرداخته باشد.
در رومئو و ژولیت و در تریستان و ایزولد بوسه نشانه عشق است و ایثار تا مرگ . در " سفید برفی " از افسانه های گریم بوسه در مفهوم نجات و رهایی از جادو آمده است. بر اساس تحقیقات مردمشناسان 87 در صد انسان ها صرف نظر از تعلقات فرهنگی با بوسه به مفهوم رمانتیک و عاشقانه آشنا هستند . اروپایی ها اوایل گمان می کردند مسلمانان و بودایی ها و هندو ها و برهمن ها بوسه را نمی شناسند. غافل از آن که این فرهنگ ها فرد یک رفتار دوگانه دارد . مثل معماری خانه های قدیم که اندرونی و بیرونی داشتیم.
بوسه نه تنها یک پدیده عاطفی است ، بلکه جنبه نمایشی هم دارد . احتمالا به همین دلیل بیش از آن که در ادبیات داستانی و در ادبیات تغزلی نمود یابد ، در سینما و تآتر نمدی نمایشی یافته است .
در فیلم بر باد رفته که در دهه سی ساخته شد بوسه کلارک گیبل و ویوین لای از برانگیزاننده ترین بوسه های تاریخ سینما به شمار می آید .
مدتهاست درد میکشم... شانه هایت کجاست؟ به میهمانی شانه هایت دعوتم میکنی؟ شب و سکوت و اسمان ابری و.... آخه به چه زبونی بگم دل ، عقل و اختیار با هم جمع نمیشه ! تازه عشق هم هست که نگفتم !!! اگر رفتنم اختیاریه برگشتنم اجباریه ... کاش من هم بزرگتر بودم فقط 5 ماه ... همین !
می دونم که اگر بشنوی تو هم می سوزی !!!
تو قبله گاه منی، آخه پناه منی
حالا عاشقم، آره عاشقم
تو رفیق راه منی
دوست دارم های تو، امید موندن می ده
به این امیر خسته، جرأت بودن می ده
وای که چقدر دوست دارم، به قد دنیا می خوامت
اندازۀ ستاره های آسمون می خوامت
ناز نگاه تو، بادۀ ناب من
مست و خرابم کن، تو ای همه تب و تاب من
ای گل باغ دل، چشم و چراغ دل
من به تو دل بستم، فقط تو رو می پرستم
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
سلام یکی از نامهای خداوند متعال است و او خود را در قرآن کریم در سوره مبارکه حشر به این نام خوانده است... کلام مسلمان با این نام شروع می شود و حتی گاهی برای پایان دادن به سخن , کلاممان را با سلام ختم می کنیم , درست مانند نماز که با این اسم بلند و نورانی ختم می شود ...
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته سلام یعنی , صلح و درود و وقتی در ابتدای برخورد به کسی سلام می گوییم معنایی جز این ندارد که یعنی تو از گزند و آسیب من به دوری و دیگر از جانب من هیچ خطر و لطمه ای تو را تهدید نمی کند , آنچنان که نام دیگر بهشت دار السلام است و بیشترین کلام در بهشت سلام است .سلام قولا من رب رحیم ....... سلامی از طرف پروردگار رحیم و تحیتهم فیها سلام .......... و درود و تحیت آنها (بهشتیان) در آن (در بهشت) سلام است و شب قدر نیز شبی است که تا طلوع فجر نظام هستی در صلح و درود است سلام فیها حتی مطلع الفجر ...و آیات بسیاری که بر این کلمه زیبا دلالت دارد.........
شان زیارت , شان عشق و معشوق است , اینکه کسی از خویشتن خویش , فارغ شده و به محبوب بپردازد , آنچنانکه در این دیدار هیچگاه خودیت و منیت در میان نباشد , زیارت ریشه در انحراف از خویش و مشغول گشتن زایر به کسی است که جان در گرو محبت تاو بسته است و به همین دلیل در قران کریم , خداوند متعال کلام دروغ را قول زور یعنی کلامی که از جای خود منحرف شده و در محل خویش قرار ندارد , پس مقام زایر مقامی است که خود را نمی بیند و تنها سلطان قلب خویش را می بیند ............
دعا یعنی درخواست و خواندن , اما زیارت یعنی راز ونیاز کردن , دعا یعنی خواستهای خویش را مطرح کردن و زیارت یعنی ستودن آنکه قلب را به شایستگی به تسخیر کشیده است , برای همین هم دعاها معمولا با حرف ندا و خطاب شروع می شود , اما زیارتها با سلام.........
مثلا زیارت عاشورا با این جمله که السلام علیک یا ابا عبدالله....... شروع می کنیم و همچنین سایر زیارتها را...... در زیارت فرض واقعی بر مواجهه و روبرو شدن قرار گرفته , آنچنان که گویا محبوب و معشوق و منظور دل در برابر ماست و ما در پیشگاه او واقع شده ایم و میخواهیم با او سخن بگوییم , در دعا اصل بر درخواست و طلب و نیاز استوار است و اما در زیارت اصل بر گفتگو و مکالمه , و مگر نه اینکه سلام کردن بر غایب امری دور از عقل و قبیح می باشد؟
اصل در مواجهه بصیرت و معرفت است , که نابینا تا کسی را در روبروی خود احساس و ادراک نکند , کلمه ای نمی گوید و غریبه, تا آشنایی را در برابر خویش نبیند , عرض سلام نمیکند و گل لبخند بر لبانش نمی نشیند..... حق شناسی و سپاسگزاری از ولی نعمت و منعم یکی از تجلیات الهی فطرت الهی انسان است , هر انسان سلیمی در برابر ولی نعمت خویش شاکر و سپاسگزار است و تلاش می کند که به نوعی در برابر انعام و محبت او قدر شناسی و قدر دانی کند..........
آنچه در کلام بزرگان در مقام حضرتش (عج) بیان شده این است که .... و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء .....یعنی به خاطر میمنت و مبارکی وجود او جانداران روزی داده میشوند و بخاطر وجود اوست که آسمان و زمین استوار است ....در فرهنگ شیعی اما غیر از اینکه جانشین پیامبر و خلیفه بر حق او می باشد , واسطه فیض از عالم بالا در حق موجودات نیز هست و بلکه اطلاق قلب هستی نیز برازنده وجود پر برکت اوست , آنچنان که اگر اگر موجودی از قلب تهی باشد حیات برای او ممتنع و غیر ممکن است , جهان نیز بدون وجود امام و حجت (ع) , قادر به بقا نیست........همانگونه که در روایت وارد شده که اگر وجود حجت نباشد , زمین اهل خود را فرو می برد............ .
حال به نکته دیگری اشاره می کبنم و آن کلام نورانی خود حضرتش (عج) که اینگونه بیان فرموده اند : ما یاد شما را فراموش نمی کنیم و در امور شما اهمال و کوتاهی نمی کنیم........ کمی نکات گفته شده را مرور کنیم: سلام دادن بر کسی که حاظر نیست , امری قبیح و دور از عقل است , پس با سلام خویش , حضرتش را حاظر می دانیم و به عنوان کسی که مخاطب زیارت است , مورد سلام قرار می دهیم و زیارت یعنی در محبوب خویش ذوب شدن و از خود فاصله گرفتن............ و وجود نازنین او عامل ارتزاق موجودات و بلکه حیات و بقای هستی , بسته به وجود مبارک اوست , و او در امور ما سهل انگاری نمی کند و یاد ما را فراموش نمی کند............ ..
دید و بینش ما نسبت به حضرتش چگونه است ؟ آیا سلام از روی عادت است یا اطاعت ؟ آیا کسی که حیات و زندگی و بقا و دوام ما به وجود او وابسته است , چه جایگاهی در میان ما دارد؟ و در آخر اینکه اگر همین جمعه , امر ظهور محقق شود چقدر خود را برای تحقق دولت کریمه آماده کرده ایم و در آخرین برخورد تاریخ که میان حق مطلق و باطل مطلق روی می دهد, جایگاه ما کجاست؟ و خود را برای تحقق این امر چقدر آماده کرده ایم, و آیا ایمان ما به وجود حضرتش که در قرآن کریم در کنار ایمان و یقین به آخرت آمده است چقدر است و تا چه اندازه , تمهید این مساله بزرگ را در خویش و در میان اطرافیانمان مهیا کرده ایم؟
اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه , تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله...
چهار نفر بودند که اسمشان این ها بود :
_ همه کس ،
_ یک کسی ،
_ هر کسی ،
_ هیچ کس .
کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند . هر کسی می توانست این کار را بکند ، اما هیچ کس این کار را نکرد .یک کسی عصبانی شد ، چرا که این کار ، کار همه کس بود ، اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان این طوری تمام شد که هر کسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد .
خوب حالا شما کدومشون هستین ؟! ....
تا حالا فکر کردین ؟
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی
در انتهای خود به قلب زمین میرسد
و باز میشود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریم
سرشار میکند
و میشود از آنجا
خورشید را به غربت گلهای شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست ............
کنار آشناییت من آشیانه می کنم فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
یکی سوال می کند به خاظر چه زنده ای و من برای زندگی ؛ تو را بهانه می کنم