X
تبلیغات
نماشا
رایتل

روی بند دلت راه می‌روم، بی ترس از افتادن، بی ترس از سقوط . پیدایم نکن... بگذار همچنان در تو گم باشم که ارتفاع هیچ حرفی... عمق زخمهایم را بیان نمی کند. خدایا... تاوان چه گناهی رو دارم پس میدم؟
دلم گرمی بودنت را می خواهم نه سردی خیالت را... مادرم غمهایت را به برگ ها بسپار... الان پاییز است... و من رسیده ام به حس برگی که می داند، باد از هر طرف که بیاید، سرانجامش افتادن است. کاش می دانستی که فراموش کردنت مثل برآورده شدن آرزوهایم محال است . امروز، تو برای همیشه رفتی و خیلی چیزها پیش من مونده، آهای گلابی ای کاش خاطراتت رو هم میبردی...
خدایا....... این حق من نبود. حق یاس من نبود. خدایا حق من را به من برگردان.
دلم می خواهد بخوابم، مثل ماهی آنجل، که چند روز پیش روی آب خوابید...
دلتنگم... همین ! و این نیاز به هیچ زبان شاعرانه ای ندارد.
نمیدانم هم اکنون در کجا مشغول لبخندی، فقط یک آرزو دارم که در دنیای شیرینت، میان چشم تو با غم نباشد هیچ پیوندی... هرگز فراموشم نمیشه، روزی که دلم نمیخواست تموم شه، روزی که برای آخرین بار، تو رو از نزدیک دیدم... لمست کردم... و در آرامگاهت به خاک سپردم...خدایا...
دلم می خواست می توانستم "همه" ام را بدهم تا فقط "تو" باشی...
خدایا... امشب خیلی خسته ام... فردا صبح بیدارم نکن ...!
راستی حال مرا بد می کند صدای رینگتون موبایلی که باشد و تو مخاطبش نباشی
اصلا بازنده منم که در را باز میگذارم که شاید برگردی
.
.
.
فقط بگو که این کابوس لعنتی تموم میشه؟!     
[ چهارشنبه 3 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 09:15 ] [ امیر ]

آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
(رندوم)موزیک سایت


موزیکها بصورت Random پخش می شوند. جهت تغییر موزیک صفحه را Refresh نمایید (استفاده از کلید F5)
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 537267
وب ایرانی طراحی سایت