X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

دختر گفت: «دلم یه چیز ترش می­خواد»

پسر گفت: «برات میخرم عزیزم»

شاتوت­های سیاه به طرز هوس­انگیزی ، به شکل کوهی مخروطی شکل در سینی چیده شده بود و فروشنده در اطراف سینی، ظرف­های یک­بار مصرفِ مملو از شاتوت را در سه سایز «کوچک- متوسط- بزرگ» گذاشته بود. دختر توی دلش گفت: «کاش بزرگشو بگیره!»

پسر گفت: «آقا! شاتوتا ظرفی چنده؟»

فروشنده گفت: « هزار، دو هزار، سه هزار»

پسر گفت: «چه خبره؟ چرا اینقدر گرون؟»

پسر رو به دختر گفت: «گردوی تازه میخوری؟» و به ظرفی شیشه­ای اشاره کرد که مملو از گردو بود.

دختر گفت: «اوهوم»

پسر به سمت فروشنده رفت و مثل همیشه، چانه زنیِ تهوع آورش را درباره­ی قیمت شروع کرد. بعد به سمت دختر برگشت و گفت: «اولش میگه فالی دو تومن، حالا میگه دو و پونصد!»

دختر گفت: «دیگه برگردیم» و یادش آمد که چقدر هوس خوراکی­های ترش کرده است. پیش خودش فکر کرد بهترین راه تحقیر پسر آن است که در مسیر برگشت، با پول خودش خوراکی بخرد. واضح بود که این پسر، وصله­ی تنش نیست.

در همین حال پسر گفت: «عزیزم آب برات بگیرم یا نوشابه؟»

دختر گفت: «دلستر لیمویی»

فروشنده دلستر را آورد و هزار تومان گرفت. دختر دید که ته قوطی نوشته است: قیمت 450 تومان. و در دلش گفت : «دلم یه چیز ترش می­خواد. مثل شاتوت سیاه...»

دل من امشب هوس شاتوت کرده ...!

حالا که می روی ، جیبهایم را از شاتوت پر کن! می خواهم هر وقت دست در جیب می برم ، دستم سیاه شود و یاد تو و بخت سیاهم بیفتم!

[ پنج‌شنبه 1 تیر‌ماه سال 1391 ] [ 09:08 ] [ امیر ]

آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
(رندوم)موزیک سایت


موزیکها بصورت Random پخش می شوند. جهت تغییر موزیک صفحه را Refresh نمایید (استفاده از کلید F5)
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 537267
وب ایرانی طراحی سایت