X
تبلیغات
بازی تراوین

من تو را نمی سرایم

تو...

خودت در واژه ها می نشینی...

خودت قلم را وسوسه می کنی...

و شعر را بیدار می کنی...!


 

 

1-هیچ حرارت سنجی را امشب ، توان تشخیص دمای ِ تب ِ بی تابی ام نیست ...

2-هنوز هم قافیه را به نگاهت می بازم...

3-ذکر نام ِ تو ، قنوت نمازم شده جانم ...

4-غرور بی غیرتی دارم من...

5-آدم ها گاهی سنگ تمام می گذارند،آنجا که در میان خاک خوابیدی،"سنگِ تمام" را میگذارند و میروند !

6-دل هم فقط دل تو... دریا.

7-زندگی، یک مرگ به تو بدهکارم، بیشتر که نیست ؟!

[ چهارشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1392 ] [ 02:37 ] [ امیر ]

1.ماییم و نوای بی نوایی. بسم الله اگر حریف مایی.

2.ﮔﺎھﯽ، ﺷﺎﯾﺪ، ﺗﻨﮫﺎ اﺗﻔﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻔﺘﺪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ... اﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﯿﻔﺘﺪ.

3. من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست . رفتنت ممکن شد. حال باورش ممکن نیست ...!

4. نمی دانم که آیا تو می دانی که "بی تو..." ؟!

5. از آن شب که با تو خوابیدم، تو از ترس، دیگرنخوابیدی... و من از شوق تا ابدخوابیدم...!

6. تمام آسمانم وقف نگاهت.

7. دیگر نه آدم ، آن آدم است و نه حوا ، آن حوا. من و تو زاده کدامین دو نخستینیم که نه بوی آدمیت داریم و نه هوس حوا ... ؟!

 

آخرین نفسام و بی تو دارم حس میکنم (بشنوید با صدای مازیار فلاحی)

 


[ سه‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1392 ] [ 03:13 ] [ امیر ]

به موسم آمدنت
تمام مسیر را گل باران خواهم کرد
تو فقط بگو از کدام راه میآیی و کی؟

 

 

یکهزار و سیصد و نود تو...

در ستایش چشمهایت،شعری نمی توان گفت. تنها باید تماشا کرد، مست شد و رفت!

 

از تو هم دل کندم و دیگر نپرسیدم ز خویش چاره معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست؟
عشق، نفرت، شوق، بیزاری، تمنا یا گریز       حاصل آغوش گرم آتش و اسفند چیست؟

 

 پ.ن.1: گویند دعا وقت سحر اجابت می شود. آرزویی کردم. به زیبایی نگاهت...

پ.ن.2: وابسته اش کن به آغوشت؛ به بوسه هایت، به مزه لبانت... نمک گیرت که شد، دیگر ترک کردن بی معنی ست...

پ.ن.3: میان این همه علت، من معلولم. میان این همه اجبار، تو مجبوری. مجهولش کجاست؟!

[ شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1392 ] [ 15:28 ] [ امیر ]

من به غیر تو نخواهم، چه بدانی چه ندانی / از درت روی نتابم، چه بخوانی چه برانی

دل من میل تو دارد، چه بجویی چه نجویی / دیده ام جای تو باشد، چه بمانی چه نمانی

من که بیمار تو هستم، چه بپرسی چه نپرسی / جان به راه تو سپارم، چه بدانی چه ندانی

ایستادم به ارادت، چه بود گر بنشینی / بوسه ای بر لب عاشق چه شود گر بنشانی

می توانی به همه عمر دلم را بفریبی / ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی

دل من سوی تو آید، بزنی یا بپذیری / بوسه ات جان بفزاید، بدهی یا بستانی

جانی از بهر تو دارم، چه بخواهی چه نخواهی
شعرم آهنگ تو دارد، چه بخوانی چه نخوانی

 

 

 

ای همه غمگین، اگر تنها شدی من با توام / خسته دل از هر که، وز هر جا شدی من با توام

گر به کنج بی کسی آمیختی با درد خویش / دلگران از مردم دنیا شدی من با توام

از غمت گریان منم گر تا سحر مانند شمع / اشکریزان در دل شبها شدی من با توام

ای عزیز همزبان ای هم نفس! ای هموطن! / خسته گر از گنبد مینا شدی من با توام

اشک غمگینان دلم خون میکند؛ ای وای من! / ناله کمتر کن اگر تنها شدی من با توام

ای بیابانگرد بی کس! گر ز غربت روزها / دربدر در کوه و در صحرا شدی من با توام

ای دو چشم اشکریزان! در دل شب های تار / هر زمان از دست غم دریا شدی من با توام

شعر من غم نامه عمر من است ای آشنا
هم سخن گر با کلام ما شدی من با توام

 

[ سه‌شنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 04:02 ] [ امیر ]

اگه غم داشتی یه روز اگه کم داشتی هنوز اگه دیدی دنیا خنده هاتو دزدید
اگه حس کردی خدا نیس هواسش به شما اگه روزگار به ساز تو نرقصید
برقص ، من باتو بیدارم
نترس ، تنهات نمیذارم
بمون ، از عشق و با من بخون
برقص ، من باتو بیدارم
نترس ، تنهات نمیذارم
بمون ، از عشق و با من بخون

(دانلود «نترس» با صدای رضا صادقی)

 

 

حاشا مکن دل را عاشق تر از ما نیست / تنها بگو این عشق پای تو هست یا نیست
افتاده ام در دام تو با این دل خسته / چشمی که آهو می کشد راه مرا بسته
غم دیوانه واری دارد این عشق / چه شیرین انتظاری دارد این عشق
ببین هرجا دل درد آشنای خسته ای هست / اگر کهنه اگر نو یادگاری دارد این عشق
حاشا مکن دل را عاشق تر از ما نیست / تنها بگو این عشق پای تو هست یا نیست
افتاده ام در دام تو با این دل خسته / چشمی که آهو می کشد راه مرا بسته
اگرچه زندگی هرگز به کام عاشقان نیست / برای زندگی عاشق تر از ما در جهان نیست
دل را از عشق شعله ور کن / ما را از دل بی خبر کن

چون شب عاشقان روشن باش / ماه من تا ابد با من باش

(دانلود «دختری به نام آهو» با صدای سالار عقیلی)

[ سه‌شنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 03:32 ] [ امیر ]

سایه ای بود و پناهی بود و نیست
شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست
سخت دلتنگم ، کسی چون من مباد
سوگ ، حتی قسمت دشمن مباد
گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر
"
هست " ناگه " نیست" گردد در نظر
باورم شد ، این من ناباورم
روی دوش خویش او را می برم!
می برم او را که آورده مرا
پاس ایامی که پرورده مرا
می برم در خاک مدفونش کنم
از حساب خویش بیرونش کنم
راست میگویم جز این منظور نیست
چشم شاعر از حواشی دور نیست
مثل من ده ها تن دیگر به راه
جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه
منتظر تا بارشان خالی شود
نوبت نشخوار و نقالی شود
هر یکی همصحبتی پیدا کند
صحبت از هر جا به جز اینجا کند 
گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر 
خوش به حالت ، خوش به حالت ای مادر



[ یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 23:23 ] [ امیر ]

عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم

هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم

دل اگر تاریک اگر خاموش بسم الله نور

گر چراغان است بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی

از سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیم

سوره ی والیل من برخیز و والفجری بخوان

دل شبستان است بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد قل عشق الله الصمد

راز پنهان است بسم الله الرحمن الرحیم

گیسویت را بازکن انا فتحنایی بگو

دل پریشان است بسم الله الرحمن الرحیم

ای لبانت محیی الاموات لبخندی بزن

مردن آسان است بسم الله الرحمن الرحیم

میزبان عشق است و وای از عشق! غوغا می کند

هر که مهمان است بسم الله الرحمن الرحیم

[ چهارشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 23:51 ] [ امیر ]

شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشمان من است
به چشمهای من نگاه کن
چشم اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت

 

 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

پ.ن.1: هر چه فریاد است از چشمان او خواهم شنید!  /  هر چه را او سعی دارد بی صدا پنهان کند

پ.ن.2: داد چشمان تو در کشتن من دست به هم  /  فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم...

پ.ن.3: این چشم ها، از من دلیل تازه می خواهند...

پ.ن.4: من دفتری پُر از غزلم، ناب ِ ناب ِ ناب... چشمی که عاشقانه بخواند مرا کم است!

پ.ن.5: آمدی، چشمم روشن شد... رفتی، چشمم تر...


[ چهارشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 21:56 ] [ امیر ]


من و دل همنفسیم با نفس خیال تو

نفسم ، همنفسم ، هر نفسم فدای تو

 

[ سه‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 02:44 ] [ امیر ]

زین دو هزاران من و ما 
ای عجبا 
من چه منم؟

 

 

 

پ.ن.1: آب رسانا نیست و گرنه زیر باران به تو رسیده بودم ...!

پ.ن.2: زندگی معنی پیچیده ای ندارد... همین که تو باشی این تمام زندگیست...

پ.ن.3: خسته ام از تو نوشتن. کمی از "خودم" می نویسم این منم که دوستت دارم...!

پ.ن.4: بارهاگفتم به تو، چشمها برای نگاه است، اماتو هر روز با آنها حادثه می آفرینی!

پ.ن.5: بگذار در گوشت بگویم: "میخواهمت". این خلاصه تمام حرفهای عاشقانه دنیاست.

پ.ن.6: من از حرارت چشمانت یخ میزنم! از سرمای نگاهت آتش میگیرم! "چشمان" تو فیزیک راهم نابود میکند، مرا که دیگر هیچ...


 

[ سه‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 01:46 ] [ امیر ]

   1      2      3      4      5      ...      44    >>


آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
(رندوم)موزیک سایت


موزیکها بصورت Random پخش می شوند. جهت تغییر موزیک صفحه را Refresh نمایید (استفاده از کلید F5)
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 478296
وب ایرانی طراحی سایت